تبليغاتX
سلطان جوک و اس ام اس
من در این کلبه خوشم تو در ان اوج که هستی خوش باش.... من به عشق تو خوشم تو به عشق هر که هستی خوش باش



>
جوک و اس ام اس
يكي رو داشتن ميبردن اتاق عمل،
ازش ميپرسن : همراه داري ميگه : آره، خاموشش كردم
************************************************** ****

روزي معلم به شاگرد ميگه
: پنج تا حيوان درنده نام ببر. شاگرده ميگه : دو تا ببر سه تا شير
************************************************** ***

به يكي ميگويند: چرا رفتي ته چاه؟ ميگه: آخه مي خواستم عميق فكر بكنم
********************************************
----------------------------------------------------------------------------
شخصي به حمام رفت بدون اينكه موهايش را خيس كند
به آن شامپو زد از او پرسيدند چرا اين كار را كردي؟
جواب داد آخه رو شامپو نوشته شده بود براي موهاي خشك
************************************************** **

از زرنگي مي پرسن دو دوتا ميگه چهارتا
براي جايزه بهش چهارتا گردو مي دن يه روز
ديگه ازش مي پرسن دو دو تا مي گه يه گوني
************************************************** ***

باباي يكي ميميره، مجلس ختمش رفيقاش همه
ميان بهش تسليت ميگن.بنده خدا خيلي احساساتي ميشه، ميگه
: به خدا خيلي زحمت كشيدين تشريف آوردين
شرمنده كردين... ايشالله ختم پدرتون جبران مي كنم! .
************************************************** **

اولي:به نظر تو موقع تشيع جنازه
جلوي تابوت باشي بهتر است يا پشت تابوت
؟دومي:فرقي نمي كند فقط بايد سعي بكني داخل تابوت نباشي
************************************************** ****

يوسف دوان دوان به دفتر مدرسه وارد شد و گفت
آقاي ناظم كمك كنيد الان نزديك به نيم ساعت است كه پرويز با برادرم
دعوا مي كند و داره اون و ميزنه
.ناظم در حال خروج از پرويز پرسيد :چرا زودتر نيامدي بگويي
؟پرويز سري خاراند و گفت:اخه تا الان داداشم داشت اونو ميزد
************************************************** ***

يكي به دوستش ميگه:اصغر قربون دستت،برو
عقب ماشين ببين چراغ راهنما ماشين كار مي كنه يا نه
.اصغر ميره عقب ماشين،ميگه:كار ميكنه،كارنميكنه،كارميكنه، كارنميكنه…!
************************************************** ***

يكي سرش رو كرده بود توي جوي آب ازش پرسيدن:چيكار ميكني؟!
گفت:ميخوام در جريان باشم.
************************************************** *

يه روز به يه مرد يه اسب مي دن كه براي اولين بار اسب سواري كنه
اون هم بدون زين ؟خلاصه مرد سوار اسب ميشه و اسب همينطور
كه يورتمه مي ره مرد به طرف عقب سر مي خوره
تا اينكه پس از مدتي به انتهاي اسب(دم اسب)
مي رسه ناگهان داد مي زنه اين اسب تموم شد يكي ديگه بيارين
************************************************** *

يارو سرش ميخوره به ميلة وسط اتوبوس، جا به جا ولو ميشه كف اتوبوس
. بعد از چند لحظه، چشماشو باز ميكنه ميبينه ملتي كه
واستادن بالا سرش ميله رو گرفتن، ميگه: ولش كنين ببينم چي ميگه
************************************************** ***

يه پيرزنه قرص اکس مي خوره ميره تو خيابون داد ميزنه ميگه
: من ترانه 15 سال دارم
************************************************** ****

يه روز غضنفرپول نداشته بره حمام ميره قرص چرک خشک کن ميخره
************************************************** ******

يه روز به یه نفر يه ابشار نشون ميدن ميگن ميدوني اين چيه
؟ ميگه اره رودخانه ديواري

| +| نوشته شده در یکشنبه هشتم مهر 1386 و ساعت 1:5 بعد از ظهر توسط مدير |


"loop"-1">